به گزارش حیات، رضا فرجتبار روز دوشنبه در گفت و گو با ایرنا با اشاره به بیش از ۲۰ سال فعالیت در حوزه علم و فناوری و تعامل با مراکز آموزش عالی کشور، این پرسش را مطرح کرد که چرا با وجود ظرفیت علمی دانشگاهها، توان فنی صنایع و تجربه ارزشمند متخصصان کشور، هنوز نتوانستهایم از همه ظرفیتهای این دو بخش برای تولید دانش، توسعه فناوری و خلق ارزش اقتصادی استفاده کنیم؟
وی افزود: این پرسش در صنعت پتروشیمی اهمیت دوچندان دارد؛ صنعتی که از یکسو با سرمایهگذاریهای سنگین، فناوریهای پیچیده، زنجیرههای گسترده تولید و بازارهای رقابتی جهانی روبهروست و از سوی دیگر، برای حفظ و ارتقای جایگاه خود به نوآوری مستمر، کاهش هزینهها، افزایش بهرهوری، توسعه محصولات جدید و حرکت به سمت تولید پایدار نیاز دارد.
به گفته فرجتبار در چنین شرایطی، ارتباط با دانشگاه نباید فعالیتی جانبی، تشریفاتی یا صرفاً اداری تلقی شود، بلکه باید بخشی از راهبرد توسعه، رقابتپذیری و آیندهنگری شرکتهای پتروشیمی باشد زیرا در صنعت امروز، مزیت رقابتی تنها از ظرفیت تولید یا دسترسی به خوراک به دست نمیآید، بلکه دانش فنی، سرعت نوآوری و توان حل مسائل پیچیده نیز نقشی تعیینکننده دارد.
این فعال حوزه علم و فناوری یکی از دلایل فاصله موجود را نگاه نسبتاً سنتی به ارتباط صنعت و دانشگاه دانست و تصریح کرد: در این نگاه سنتی، صنعت مسئلهای را مطرح میکند، دانشگاه پژوهشی انجام میدهد و در نهایت گزارشی تحویل داده میشود؛ این نوع همکاری میتواند ارزشمند باشد، اما برای صنعتی مانند پتروشیمی که با فناوریهای پیچیده، محصولات تخصصی و بازارهای رقابتی جهانی سروکار دارد، کافی نیست و صنعت امروز به راهحلهایی نیاز دارد که از مرحله گزارش فراتر بروند و به دانش فنی، فرایند بهینه، محصول قابل عرضه، ثبت اختراع، کاهش هزینه یا مزیت اقتصادی پایدار تبدیل شوند.
فرجتبار با تأکید بر اینکه وقت آن رسیده است از «پژوهش برای صنعت» به سمت «تولید دانش با صنعت» حرکت کنیم، خاطرنشان کرد: یکی از فرصتهایی که میتواند در این مسیر مورد توجه جدی قرار گیرد، انتشار مقالات علمی مشترک میان دانشگاه و شرکتهای پتروشیمی در نشریات معتبر بینالمللی است؛ بهگونهای که هرگاه پژوهشی حاصل همکاری واقعی متخصصان یک شرکت پتروشیمی و پژوهشگران دانشگاه باشد، نام هر دو مجموعه در مقاله درج شود.
وی اضافه کرد: شاید این موضوع در نگاه نخست ساده به نظر برسد، اما اهمیت آن فراتر از انتشار یک مقاله است. وقتی یک شرکت پتروشیمی در زمینه محصولات، فرایندهای تولید، بهبود کیفیت، کاهش مصرف انرژی، کنترل آلایندگی، استفاده از خوراکهای جدید، بهبود کاتالیستها یا توسعه فناوری با دانشگاه همکاری میکند و حاصل این همکاری به تولید دانش جدید میانجامد، چرا نباید نام آن شرکت نیز بهعنوان یکی از مشارکتکنندگان علمی در مجامع بینالمللی دیده شود؟
این فعال حوزه علم و فناوری تصریح کرد: درج نام شرکت در یک مقاله علمی معتبر، صرفاً یک امتیاز تبلیغاتی نیست، بلکه میتواند نشان دهد که شرکت از ظرفیت تحقیق و توسعه برخوردار است، متخصصان آن در تولید دانش مشارکت دارند و فعالیتهای فناورانهاش قابلیت عرضه و ارزیابی در سطح جهانی را پیدا کرده است.
وی ادامه داد: چنین سابقهای میتواند در جذب نیروی انسانی متخصص، ایجاد همکاریهای بینالمللی، جلب اعتماد شرکای تجاری، ارتقای اعتبار علمی و تقویت برند فناورانه شرکت نیز مؤثر باشد. در واقع، نام یک پتروشیمی در کنار نام یک دانشگاه معتبر، زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که پشت آن، مسئلهای واقعی، دادههای معتبر، مشارکت تخصصی و دستاوردی قابل اتکا وجود داشته باشد.
فعال حوزه علم و فناری اظهار داشت: در بسیاری از کشورهای پیشرو، ارتباط دانشگاه و صنعت به پژوهشهای سفارشی محدود نیست و انتشار علمی مشترک، توسعه فناوری، ثبت اختراع، ایجاد آزمایشگاههای مشترک، تربیت نیروی انسانی، انتقال دانش و تجاریسازی نیز بخشی از این تعامل است.
فرجتبار با بیان اینکه شرکتهای بزرگ جهان، دانشگاه را شریک راهبردی خود در حل مسائل پیچیده و خلق فرصتهای جدید تلقی میکنند، گفت: به باور من، این ظرفیت در صنعت پتروشیمی ایران نیز وجود دارد، اما هنوز به اندازه کافی سازماندهی و عملیاتی نشده است.
وی با هشدار نسبت به اینکه هدف صرفاً افزایش تعداد مقالات یا درج نام شرکتها نیست، یادآور شد: اگر مقالهای بدون مشارکت واقعی صنعت، بدون حل یک مسئله مشخص و صرفاً برای ارتقای آمار تولید شود، نهتنها ارزش راهبردی ندارد، بلکه ممکن است به بیاعتمادی بیشتر میان دانشگاه و صنعت منجر شود. همکاری باید از یک نیاز واقعی در صنعت آغاز شود و با مشارکت علمی، فنی و مالی دو طرف به نتیجه برسد. در این مسیر، رعایت محرمانگی اطلاعات، صیانت از اسرار تجاری، تعیین سهم مشارکتکنندگان و حفظ حقوق مالکیت فکری ضروری است.
این فعال حوزه علم و فناوری تصریح کرد: از سوی دیگر، باید میان انتشار علمی و منافع اقتصادی تعادل برقرار شود؛ چرا که همه دستاوردهای صنعتی قابلیت انتشار عمومی ندارند و در برخی موارد، ثبت اختراع یا حفظ محرمانگی میتواند اولویت بیشتری داشته باشد. بنابراین، لازم است از ابتدای هر پروژه مشخص شود که کدام بخش از نتایج قابلیت انتشار دارد، چه اطلاعاتی باید محرمانه بماند و حقوق مربوط به دانش فنی و مالکیت فکری چگونه میان طرفین تقسیم خواهد شد. مقاله بهتنهایی ارزش محصول را افزایش نمیدهد، اما دانشی که به فناوری بهتر، کیفیت بالاتر، محصول جدید و کاهش هزینه تولید منجر شود، میتواند مزیت رقابتی و ارزش اقتصادی ایجاد کند.
فرجتبار پیشنهاد کرد که هر شرکت پتروشیمی، بر اساس محصولات، فرایندها و فناوریهای تخصصی خود، فهرستی از مسائل اولویتدارش را تهیه کند و با دانشگاهها، پژوهشگاهها و گروههای علمی مرتبط وارد همکاری هدفمند شود.
وی افزود: این مسائل میتواند شامل کاهش مصرف انرژی، افزایش بهرهوری واحدها، کاهش ضایعات، بهبود کاتالیستها، توسعه محصولات با ارزش افزوده بالاتر، استفاده بهینه از خوراک، کاهش آلایندگی، بازیافت مواد، تصفیه پساب و توسعه فناوریهای کمکربن باشد.
وی گفت: در گام بعد، لازم است برای هر مسئله، تیم مشترکی از متخصصان صنعت و دانشگاه شکل بگیرد؛ تیمی که اعضای آن نهتنها در جلسات اولیه، بلکه در تمام مراحل تعریف مسئله، اجرای پژوهش، تحلیل نتایج و ارزیابی کاربرد صنعتی حضور داشته باشند. از ابتدای هر همکاری نیز باید روشن باشد که خروجی مورد انتظار چیست: حل یک مسئله صنعتی، انتشار مقاله، ثبت اختراع، توسعه فناوری، ساخت نمونه اولیه، بهبود فرایند یا تولید محصولی جدید.
فرجتبار همچنین بر ضرورت تحول در واحدهای تحقیق و توسعه تأکید کرد و افزود: ضروری است شرکتهای پتروشیمی، واحدهای تحقیق و توسعه خود را از جایگاه صرفاً پشتیبان پروژهها خارج کنند و به مرکز تصمیمسازی فناورانه تبدیل سازند. واحد تحقیق و توسعه باید بتواند نیازهای آینده شرکت را شناسایی کند، روندهای علمی و فناوری جهان را رصد کند، ظرفیت دانشگاهها و پژوهشگاهها را بشناسد و میان مسائل عملیاتی شرکت و توانمندیهای علمی کشور پیوند برقرار سازد؛ بدون وجود چنین ساختاری، همکاریها ممکن است به پروژههایی پراکنده و کوتاهمدت تبدیل شوند که اثر پایدار و قابل اندازهگیری ندارند.
وی در خصوص وظایف مراکز آموزش عالی نیز اظهار داشت: مراکز آموزش عالی کشور نیز باید برای همکاری با صنعت آمادهتر شوند. دانشگاهها و پژوهشگاهها لازم است علاوه بر توجه به تولید مقاله، مسائل واقعی صنایع را بشناسند، زبان صنعت را درک کنند، زمانبندی و الزامات اجرایی پروژهها را بپذیرند و برای تبدیل نتایج پژوهش به فناوری و محصول، سازوکارهای روشنتری ایجاد کنند.
به عقیده وی، همچنین لازم است استادان، پژوهشگران و دانشجویان در محیطهای واقعی صنعتی حضور بیشتری داشته باشند و شرکتهای پتروشیمی نیز امکان دسترسی به داده، تجهیزات، خطوط تولید و تجربه متخصصان خود را در چارچوب ضوابط مشخص فراهم کنند.
فرجتبار خاطرنشان کرد: در چنین مدلی، موفقیت ارتباط صنعت و دانشگاه نه با تعداد تفاهمنامهها، بلکه با دستاوردهای علمی، فناورانه و اقتصادی آن سنجیده میشود. باید پرسید چند مسئله واقعی صنعت حل شده، چه میزان هزینه کاهش یافته، چه محصولی توسعه پیدا کرده، چه فناوریای بومیسازی شده، چه میزان مصرف انرژی کاهش یافته و چه مقدار از دانش تولیدشده به بازار یا خط تولید راه یافته است.
وی در پایان تصریح کرد: به اعتقاد من، یکی از حلقههای مفقوده ارتباط صنعت و دانشگاه در کشور، همین تغییر نگاه است. پتروشیمی نباید صرفاً مصرفکننده دانش دانشگاه باشد و دانشگاه نیز نباید تنها به تولید مقاله و گزارش پژوهشی بسنده کند. دانشگاه باید مسائل واقعی صنعت را بشناسد و صنعت نیز باید در تولید دانش، تأمین داده، فراهمکردن زیرساخت و حمایت از پژوهشهای کاربردی نقش فعال داشته باشد. این رابطه باید از شکل پیمانکاری و پروژهای صرف خارج شود و به یک مشارکت بلندمدت و راهبردی تبدیل شود.
وی افزود: روزی که نام یک دانشگاه ایرانی در کنار نام یک پتروشیمی ایرانی در مقالهای معتبر بینالمللی قرار میگیرد و پشت آن همکاری واقعی، دادههای معتبر و دستاوردی قابل اتکا وجود دارد، میتوان امیدوار بود که ارتباط صنعت و دانشگاه از سطح تفاهمنامه فراتر رفته و به مسیر مشترک تولید دانش و فناوری تبدیل شده است.
انتهای پیام//
نظر شما